تبليغاتX
<%@LANGUAGE="VBSCRIPT" CODEPAGE="1256"%> از سرفه ی سوسک تا عطسه ی یوزپلنگ
Home
E-mail
Archive
Chat

درباره وبلاگ خرزوخان1

..... سلام

نمیدانم که چرا زنده ایم ...تنها چیزی که میدانم وجود بس عبث حضور ما است.

نمیدانم میان این زندگی یا مرگ و رهایی از این دنیا کدام یک را بپذیریم .

دیگر از این زندگی خسته شده ایم ...میخواهیم برویم اما بال پرواز نداریم .

دیگه از همه چیزو همه کس خسته شدیم و نمی دونیم که چه راهی رو انتخاب کنیم

و بناي قلبم را با عشق بساز و درونم را با هيزم هاي دوست داشتن بسوزان

و شعله ور کن چنان که قلب هاي يخ زده را گرم کند و با آنان که در غروب دلتنگي

فرو رفته اند به کهکشان زندگي بــــه پرواز درآيم .............





آرشيو دست نوشته هاي خاكخورده




اينم از لوگومون

اولين آپ براي محرم پنجشنبه بیست و هشتم دی 138521:40

سلام بچه ها .... خوبين شما ؟ يكي دو روز بعد محرمه ......ما هم قصد داريم فقط تو اين ماه اگه خدا بخواد آپاي محرمي بكنيم

 

اول بگم بچه ها برنده مسابقمون هستی (سارا) شده و تو پست بعدي منو برديا لوگوي بزرگ براش ميسازيم و تبليغش  رو ميكنيم

 

 از همه ی متنهاتون و همه دید و نظراتتون مطمئن باشید بعد محرم استفاده میکنیم از هادی عزیزم داداش گلم هم خیلی خیلی ممنونم

 

بچه ها نمي دونم بگم يا نه .. آخه ميترسم از دستم ناراحت بشين ... ولي بگم فكر كنم بهتر باشه چون واقعا يه واقعيتيه كه باعث ميشه هممون خوب باشيم فكر كنم بهتر از اين بشيم

 

قبل از گفتنم هم بايد بگم كه اول از همه من خودم اين چيزارو رعايت ميكنم ....... اگه ناراحت شديد جون سينا معذرت مي خوام

 

 ولي بزاريد باهاتون خودموني صحبت كنم .....

 

بچه ها همون طوري كه مي دونين  دو سه روز بعد محرمه .. يعني ميشه گفت ماه , ماهه حسينه ...... فقط فقط اين ماه مختص اون امام عزيزمونه .......

 

ايام محرم خيلي از مردم ميرن سينه زني و زنجير زني . از قبيل اين كارا

بعضيا هم شام ميدن ..... بعضي ها هم مجلس تو خونشون برگزار مي كنن

و خيلي چيزاي ديگه كه بخاطر کمبود وقت نمي تونم بگم

 

 

ولي اين كارا انجام ميشه درست . ولي واقعا الله وكيلي اين كارارو بخاطر خودنمايي مي كنيم يا اينكه واقعا عاشقونه امام حسينو دوست داريم....

 

يه دوستي داريم چند روز پيش بخدا گفت سينا آخ جون كه محرم اومد .... گفتم چطور ...... گفت اخه اين ماه شبا همه پسرا دخترا ميان بيرون راحت ميشه مخ زد ؟؟!

 

شايد الان موضوع منو فهميده باشي ..

 

بزار سر حرف رو باز كنم ... چند تا از كارايي كه هم دخترا و هم پسرا مي كننو مي خوام بگم

 

خيلي از پسرا ريش سبيل ميزارن ... خيلياشون قسم مي خورن كه كه كار بد نكنن تو اين يه ماه .....

بعضاشونم ميرن تو مجلس سينه زني و خودشونو تا حدي كه هست سياهو كبود مي كنن ......خيلياي ديگه هم ابروشونو پر مي كنن تا ضايع نشن .....

 

 

خيلياي ديگه هم كارايي مي كنن كه مناسب ايام محرم باشه

 

خيلي از دخترا هم هستند كه بخاطر محرم چادر ميكنن سرشون يا آرايششون كه 85 كيلو بودو به 15 كيلو كاهش ميدن ....

 

 خيلياي ديگه هم مثل پسرا قسم مي خورن كه كار بد نكنن تعدادي هم سعي مي كنن كه تو اين ماه شبا برن مسجد و اندازه  سنشون الكي گريه كنن............ ولي بزار اينم بگم تا حرفم كامل بشه .....

 

 

خدايي اين كارارو چند درصد از پسرا دخترا واقعا واقعا بخاطر عشق امام حسين اين كارارو مي كنن ؟ ايا اين كاراي خوب كه هم پسرا مي كنن هم دخترا توي ماهاي بعد هم تكرار ميشه ؟ چرا ماها بايد تو اين ماه بچه مثبت بشيم ؟

 

 

پسرا : شماها ريش سبيل نزارين دوست داشتين اصلا لنگريرو برو تو كارش .. ابروهاتونو پر نكنين بزار همون جوري بمونه .....

 

 خودتو هم سياه و كبود نكن ..... مي دوني واسه چي گفتم ؟ تا اخرشو بخون تا متوجه بشي

 

دخترا : شماها همون 85 كيلو آرايشتونو داشته باشين همون مانتويي كه داشتينو بزار عيبي نداره ؟ چرا ؟!

 

بخاطر اين گفتم اگه اون كارارو ما فقط بخوايم براي يه ماه انجام بديم فكر ميكنم اگه نكنيم بهتر باشه .....

چون اگه مي خواي واقعا خوب باشي بايد براي هميشه خوب باشي ....پسرا اگه مي خواين ابروتونو نگيرين بايد براي هميشه نگيرين .....

 

دخترا اگه مي خواين چادر بزارين بايد براي هميشه بزاري نه فقط براي يه ماه ... چون همه اينا خودنماييه

 

بازم از همتون معذرت ميخوام ... اميدوارم كه منو به بزرگي خودتون ببخشيد ....هم من هم برديا كه تو اين وبلاگ از بدي و خوبي ديگران مينويسيم باور كنيد ما هم مشكل داريم خيلي تو اين زمينه ولي اگه بخوايم مي تونيم خوب باشيم

 

....  اگه فقط دلامون براي امام حسين بزنه فكر كنم كافي باشه ديگه اون كارا هم لازم نيست  

 

بازم از بازديدكنندگان گلللللللللم  اگه ناراحت شدين معذرت مي خوام .....

 

مواظب خودتون باشيد يا علي  

     




زحمت كشيده شده توسط ๑۩۞۩๑ سینا و بردیا ๑۩۞۩๑ | موضوع: آپاي محرم | لينک ثابت |

دوشنبه بیست و پنجم دی 138521:49

آپ میکنییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییم

سلااااااااااام ....... خوبی چه خطرا؟ ...... کجایییییییی؟ کم پیدای؟ ........ من با کی حرف میزنم ؟

نمی دونم ...... شایدم به قول سینا با همون «خودم» حرف میزنم  ...... به خدا خل شدم رفت

سینا هی گیر میده به منه بدبخت میگه آپ کن آپ کن ...... بابا تو این جامعه کمبود موضوع داریم ما

(چی گفتم) ...... من نمیدونم چی بگم ...... چی کار کنم ؟ ......یه پیشنهاد !!!!!!

بشینیم همدیگرو نگاه کنیم .... ها؟ ..... چطوره؟

کاش میشد همدیگرو ببینیما مگه نه؟ ..... نه ..... خوب نمیشه دیگه ... بی خیال

خوب آقای سینااااااااااااااا ...... (شماها شاهد باشینا) ....... من الان چی بگم ؟ وقتی موضوع ندارم

چی بگم؟ ها؟..... نه تو بگو چی بگم؟ ....... آهااااااااااااااا ..... الان یه موضوع توپ پیدا کردم

یه طرحی دارم که هیچ وبلاگیو هیچ نویسنده ای این طرح به ذهنش نرسیده

اسم این طرح و میذارم ........ چی بذارم ؟ ...... اها ...... (ط.خ.ب.و.ق.ب.ج) .....

مخفف (طرح خیلی باحال و قشنگ بردیا جون) .......خوب حالا این (ط.خ.ب.و.ق.ب.ج) چی هست؟

ببین همه ی وبلاگا مینویسن دیگران نظر میدن ........ حالا من میخوام که شما بنویسید ما نظر بدیم

چی جوری ؟ ....... ببین شما تو نظرات یه موضوع یا مطلب یا حرف یا هر چیزی مینویسید

بعد سر آپ بعدی که سینا زحمتشو میکشه ..... ما امتیاز میدیم به هر مطلب

بعد هر کی امتیازش بالا تر بود یعنی :

1- مارو از همه بیشتر دوست داره

2- خیلی باحاله

3- هیچ کس رو دسته این مطلب نداره بذاره

4- یه تبلیغ توپ واسه وبلاگش میشه ( چون ملت همه دنبال اینجور متنان )

5- ما خیلی دوسش داریم

6- دمش گرم

7- یه خورده بیشتر از مورد 6 دمش گرم

8- هر کاری هر متنی هر حرفی که بزنه درباره ی هر چیزی ما قبول میکنیم (حتی اگه حذف وبلاگ باشه)

پس جون من مارو ضایع نکنین 4 تا نظر بدین که ما حداقل ضایع نشیم

باشه؟ ..... آفرین ...... پس هر نظری میدین زیرش (ط.خ.ب.و.ق.ب.ج) یادتون نره

میدونی اگه منصور خان بخواد بگه دوست دارم چند بار میگه؟ ....... پس منم همون قدر دوستون دارم

بای




زحمت كشيده شده توسط ๑۩۞۩๑ سینا و بردیا ๑۩۞۩๑ | موضوع: | لينک ثابت |

شنبه شانزدهم دی 13852:30

 

بنام ويرانگر تنهائي در ظلمات بي کسي

 

سلام سلام به بچه های خوب وبلاگمون ..... این دفعه از "خودم" تعریف نکردم!  خوبید ؟ خانواده خوبن انشالا دیگه ؟

نه مثل اینکه باید عادت کنیم به همین ۱۲ ۱۵ نظر! چطوره وبلاگو به این اسم تغییر بدیم : از سوسک سیاه

تا ملخ آبی آقا چشاتون روز بد نبینه الان ۳ روز که دارم بی خوابی میکشم !۲ شب پیش ۳ و ربع خوابیدم !

 الانم که ساعت ۲ و ۳ دقیقست ..... اقا نمی دونی چه گیر بازاری شده از دست اینبی خوابی!  

بابامون که میگه برو سینا تست اعتیاد بده  آقا منو میگی انقدر خندیدم که نگو بعد چند روز میگه عاشقی ؟!

عاشق که هستم  اییییییی اصلا بیخیال این قسمت   چرا اول شبی مارو لبو میکنید   اول اینکه می خواستم

اگه راه حلی برای این موضل ( اگه mozalo غلط نوشتم شرمندم)دارین به من عاشق معتاد بدین  قدیمیا

 گفتن عاشقی بیخوابی میاره پس درست گفتن دوم اینکه امروز یا بهتر بگم امشبم با یه آپ توپپپپپپ اومدم

... ولی این قول من به شما آپ بعدی نوبت بردیاست میخوام بازم با یه داستان کوچولوی باهال شروع کنم : بسم الله

***********************************

ميدوني چيه ؟! واسه چي اينقدر نااميديو , زانوي غم بغل کردنو دوست داري ؟!
براي چي "يه کنج تنها نشستنو" تنها تکليف خودت ، بعد اين اتفاق ميدوني ؟!
اصلا بگو بدونم : تو که تکليف واسه خودت ميبافي، چرا ماسک آدماي بلاتکليفو واسه خيلي دلائل الکي و بيهوده ميزني ؟!!!
حالا ببين اينائي که ميگم طرز تفکروعملکرد يه جوون رو به رشد و سالم و روشن بين امروزيه ؟! نه! ...خدا وکيلي خودت قضاوت کن، ببين در مورد اين شيوه برخوردت با مسائل هرچند ملال آور و تکون دهنده ، درسته ؟
***********************************************
- دو سه روز از اين اتفاق و ماجرا ميگذره و تو هنوز تو خونه بدون يک کلام حرف زدن با اهالي خونه مخصوصا "آبجي روشنفکر و داداش دوستت" که همش ميخواد به يه دليلي تو رو نصيحت و ارشاد کنه هي ميري تو اتاقت و ميگي : "اگه کسي با من کار داشت ؛ بهش بگيد نيستش ، مريضه ، اصلا بگيد مرده !!!... و همه رو متعجب ازين رفتار کاملا منطقي!! و محکمه پسند!! با يه عالم سوال و نگراني رها ميکني. اگه بهت بگن بيا غذاتو بخور ، زود همه رو متهم به سلب آسايش و آرامش ميکني؟!( حالا اين آسايش و آرامش چيه و مال کيه و اصلا تو اون وضعيت وجود خارجي داره يا نه ؟ بماند) ، اگرم واسه غذا صدات نکنن ؛ زودي بغض ميکني و دفتر خاطراتتو وا ميکني و بي بسم اله از ستم و جور زمانه و بي وفائي ، حتي از نزديک ترين آدماي دور و برت مينويسي . بعدشم صداي قار و قور شکمت تورو ياد اين مثل زيبا ميندازه که :"گشنگي نکشيدي تا عاشقي يادت بره !" و تو دلت ميگي :" آره به خدا ، اين مثلو بايد باآب طلا نوشت!!!".
  ميريم سراغ بقيه حکايت ؛ القصه :
  مياي سر سفره و داري براي يه دل سير از عزا درآوردن يه نقشه اي ميکشي که دوباره ياد اون اتفاق ميفتي (که دل هر سنگيو به گريه ميندازه! اينو دارم جدي ميگما) مجبوري بر خلاف ميل باطني هي قاشقتو تو بشقابت سربدي ازينور به اونور تا متوجه ميشي همه چشم و حواسشونو دوختن به غذاي رو به اتمامشون و يه دفعه دلت به حال خودت بدجوري ميسوزه و دوباره واسه خودت جداشدن از قافله بي احساس و شکم پرست رو تکليف ميکني و واسه روغن داغ زياد کردنش بي اشتهائيو بهونه ميکني و بلند ميشي . وقتي مادرت ميگه : "بچه بيا شامتو زهر کن! تو که ناهارتم رو ميز کامپيوترت دست نخورده گذاشته بودي ؟!!!" بلند جواب بدي : باباجون ن..مي..خو..رم، مامانتم میگه :"به کله تاس بابات که نمیخوری" بعدش در اتاقتو محکم ميبندي و باباتم با صداي بلند ، جوري که توهم بشنوي به مامانت ميگه :"نميخوره که نميخوره! لياقت نداره، همون پيتزا و ژامبون و کوفت و زهرمار و زهرعقرب واسش خوبه که دو روز ديگه سوء هاضمه بگيره ، اصلا تقصير شماست خانم که از اول نذاشتي درست آدمش کنم ، اههههه مسخرشو در آوورده!" و توهم تو اتاقت با لباي يوري و زير لبي (از ترست) اداي باباي بيچارتو در مياري .
خوب ، بريم ببينيم تو مدرسه (دانشگاه) چه جوري حکايت پيش ميره تا بيشتر به همه ثابت بشه ؛ هيشکي درکت نميکنه !!!: سر کلاس دستتو زير چونت زدي و واسه اينکه معلم يا استادت -و درادامه ش بقيه بچه هاي کلاس به خصوص دخترا(براي پسرا البته) - درست حواسش جمع تو بشه ، روتو سمت حياط ميکني و در جواب تذکرش بلند ميشي کتاب و اسبابتو زود از خدا خواسته جمع ميکني ميزني زير بغلت (آخ ببخشيد! يادم نبود شما از اين کوله ها استفاده ميکني چون مده!!!) ميندازي رو شونت و ميري از کلاس بيرون و ...
و مدتي ازين جريان ميگذره و تو به اين حکايت و نحوه رفتارت حتما مثل خواننده هاي اين قصه (که يک واقعيت کاملا قابل لمسه) ميخندن ، ميخندي !!

بابا انقدر بابا مامانتو اذیت نکن مگه چقدر بابا مامان میمونن ؟ خوشت میاد کسی تورو اذیت کنه بعد معذرت خواهی

نکنه ؟ خیلی بده ها ...... جون من جون سینا احترام بابا مامانتونو داشته باشین .... چون خیلی عزیزن ... اگه کار

بدی هم کردی خجالت نکش یا علی بگو بعد برو جلو دستشو ببوس

*******************************


آره دوست جوون پاک و بااحساس من ! ميخوام از زاويه جديدي نظرتو به يک حقيقت که گاهي با واقعيت فرسنگها فاصله داره جلب بکنم ؛
پس بذار اول ازت بپرسم : ميدوني فرق "واقعيت" با "حقيقت" چيه؟ اصلا مگه با هم فرقيم دارن ؟!...
يه قدري انديشه واسه جواب اين سوال خيلي چيزارو دستگيرت ميکنه !

تو که  بخت و اقبالتو شب و روز نفرين ميفرستي ، تو که همه آدم و عالم مقصر تو شکستهات ميدوني ، توئي که تا تقي به توقي ميخوره قضيه جنس مخالف رو پيش ميکشي و زود مسئله نياز طبيعي رو علم ميکني و بعدش که چوب ندونم کاريتو ميخوري و شروع ميکني ناله کردن که : " ديگه عشق مرده ، همه دخترا (پسرها) سروته يه کرباسن ، هيشکي منو دوست نداره ، هيشکي منو درک نميکنه ، ...." ، و توئي که خالق همون به قول خودت ؛غريزه طبيعي رو به سادگي فراموش ميکني ولي بعد از ديدن نتيجه کارهاي غلط خودت "خدا"رو مقصر ميدوني و متهمش ميکني که ؛ اين چه سرنوشتي بود که واسه من بدبخت رقم زده و ...
يه خورده چشماتو باز کن ! يه ذره به خودت رجوع کن ! بابا بي انصاف ! به عملکرد خودت يه سري بزن ببين چند چندي ؟؟؟؟ ديگه عرضي ندارم . اگه حوصله داري اين چندخطو هم که پائينتر خودم بعد از همه اين چيزا که بهت گوشزد کردم ، عمل کردم ، نوشتم ؛ يه نگاه بکن . يا حق. 


               (((((((((((((((((((((((((((((())))))))))))))))))))))))))))))

اگه بي هوا کسي وارد زندگيت شد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! ,
اگه بي محابا دلها قبل از دستها بهم گره خورد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! ,
اگه گريه هات تو خنده غفلت ديگران شنيده نشد تا خورد نشي ؛ بدون تنها محرمت "خدا" بوده ! ,
حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهائي خفتت کرده ؛ شک نکن تنها مرهمت "خداست" که ؛ از سر تواضع يه بهونه واسه نوازشت گير آوورده !
آخه مي دوني ؟ :
                     "خدا" خيلي تنهاست !!!

 

ياحق




زحمت كشيده شده توسط ๑۩۞۩๑ سینا و بردیا ๑۩۞۩๑ | موضوع: شعرهای عاشقونه | لينک ثابت |

خداحافظی من از یاهووووووو :دی پنجشنبه چهاردهم دی 13851:43
باز از تو شروع و باتو آغاز ميکنم ، چون پاياني نداري . همين علت خوبيه واسه اينکه ديگه اينبار از پايانش نترسم و هراسي به دل راه نميدم.
آره فدات شم ! تو موندني هستي و منو با اين اميد براي يه عمر درد ديدن و لمس کردنش آماده ميکني.
چقدر قشنگه که ميشه باتو بي پايان شد و اين جاودانگي (با همه سختي هاش و غصه هاش) خواستني ترين خواسته منه !
آخ ...!!!
شرمنده شدم !!!
ديدي يادم رفت به دوستاي بي مثالم سلام کنم ؟...
سلام بچه ها ! منو ببخشيد که تو عالم "خود"م هم خودخواهيم ولم نميکنه ! آخه انگار وقتي دارم باهاش گپ ميزنم ، دوست ندارم حرفي و کلامي و دعائي جز خودم و نياز خودم و حال خودم در ميون باشه ؟! ... بگذريم ....(شماهم گذشتين !)
اينبارم از "خود"م ميخوام که منو مثل هميشه ياري کنه ، تا بتونم مثل هميشه ، براي باشما بودن ؛ "خود"م باشم و "خود"م حرف بزنه!!!

با اجازه بزرگاي مجلس ! ياالله ! کسي بي هواس نباشه ! ما اومديم !
 خوب ! چه خبر ؟ اينوريا ، اونوريا ! همه حالشون خوبه که ايشالا ! خوب صد هزار کرور شکر که جاي ما خالي نيست و اين وسط از همه جا شلوغتره !
  بابا ! عجله نداشته باش ، يه دقيقه دندون سر جيگر بذار ؛ بهت ميگم چي شده ؟!
    - ببينم ! معلومه کجائید ؟! شما چرا نظر نمیدین ؟  آدم نمیدونه خوشحال باشه یا ناراحت  یکمم تقصیر

ماهم هست بخاطر اون رفتو اومدنمون یکم وبلاگ مثل اینکه احتیاج به خونه تکونی داره ! فقط اومدم یه جمله ایی که آدمو

واقعا تحت تاثیر قرار میده رو بنویسم بعد برم ( چون فعلا به علت دل مشغولی های زیادی که تو زندگیمون هست

سرمون شلوغه) ...... ایییییییی مارو چه به این حرفا

شبي خواب ديدم با خدا کنار ساحل قدم مي زنم ، رد پاي هر دوي ما روي ساحل بود،وقتي برگشتمو به گذشته نگاه کردم،ديدم در مواقع سختي تنها يک رد پا کنار ساحل است،پس به خدا گله کردم و گفتم: خدايا چرا در مواقع سختي مارا تنها گذاشتي،خدا لبخندي زد گفت:در اون مواقع تو بر دوش من بودي.....

 

و این جمله که فکر کنم قبلانم تو وبلاگ گذاشتم

آنگاه که غرور کسي را له مي کني، آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کني، آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني، آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ، مي خواهم بدانم،دستانت را بسوي کدام آسمان دراز مي کني تا براي خوشبختي خودت دعا کني؟. بسوي کدام قبله نماز مي گزاري

 

خب بچه ها چیکار کنیم از بی آپی و بی موضوعی  همینم واسه خودش چیزیه  مگه نه ؟ مرسی که درکم

کردی راستی صدام مرد تبرییییییکگرچه که میدونم نمرده بابا این امریکایا مارو بچه گیر اوردن 

بروبچ من دیگه تو یاهو نمیام یه خداحافظی مفصل با یاهو جان انجام دادم  ازشم هلالیت خواستم تو این

۴ سال اگه کاری کردم که باعث hack يا Ignore شدنش شد مارو ببخشه اگه کاری در مورد ساخت لوگو و

قالب وبلاگ داشتین به بردیا بگین اون به من میگه  

منتظر نظراي خوب شما هستمااااا

ماهم بيشتر از همه نياز به دعاتون داریم ، يادتون نره

 




زحمت كشيده شده توسط ๑۩۞۩๑ سینا و بردیا ๑۩۞۩๑ | موضوع: شعرهای عاشقونه | لينک ثابت |

پنجشنبه هفتم دی 138521:26

سلام سلام ....... خوبین؟ ..... نپرسین کجا بودم که میزنم زیر گریه ....... بابا منو سینا به قرآن

بد شانس ترین آدمای روی این کره ی زمین هستیم ...... امکان نداره کسی رو دسته ما باشه

امکان نداره ...... یادتونه گفتم سینا یه مشکلی داره نمی تونه یه چند وقت آپ کنه ؟ ...... مشکل سینا

بعده چند هفته حل شد ...... دقیقا وقتی مشکل اون حل شد من مشکل پیدا کردم

خیلی جالبه هاااااااااا ....... خیلی خیلی جالبه به خدا ...... تازه کجاشو دیدی زنگ زدم یه سری

محقق بیان رو منو سینا تحقیق کنن  ..... آخه می ترسم مصری باشه (اگه مصریو اشتباه نوشتم شما

ببخشید)

یه نمونه ی کوچیک کوچیک واستون تعریف میکنم ببینید بدشانسی یعنی چی؟

من یه سیستم جدید گرفتم ...... تا اینجاش خوبه از اینجا به بعد و داشته باش

آقا سیستم نگو بلا بگو ...... من دو هفته ی کامل پشت سر هم هر روز (دقیقا هر روز) کیسو بلند

میکردم میبردم اونجا که خریده بودم تا درستش کنه ...... بیچاره یه بیماری لا علاج گرفته بود (مثل ایدز)

بیماریشم این بود که من هر برنامه ای رو باز میکردم (هر چی میخواد باشه) بعد ده دقیقه میپرید بیرون

حتی بعضی وقتی هم ریست میکرد ...... خلاصه من هر روز شده بود کارم کیس بردن و اوردن

یه روز خواستم با رفیقم هارد به هارد کنم ..... رفیقم صبح هاردشو اورد خونه ی ما ساعت10:30 - 11

ساعت 7 شب رفت خونشون ....چرا ؟ اینجارو داشته باش :

من هاردم ویندوز نداشت واسه همین رفتیم ویندوز گرفتیم اومدیم که نصب کنیم ...... بعده نیم ساعت فهمیدیم

سی دی خرابه ..... رفتیم یه جا دیگه یه ویندوز گرفتیم ..... اونم بعد نیم ساعت دیدیم خرابه

یه ویندوز دیگه گرفتیم از یکی از رفقا نصب کردیم بعد 1:30 نصب شد بالا که اومد هرکاری کردیم

صدا رو بشناسه نشناخت هی ارور میداد نمی دونم چرا؟ ...... خلاصه همون ویندوز اولیو واسه امتحان

دوباره گذاشتیم بالاخره نصب شد ..... بعد نصب اومدیم هارد به هارد کنیم .... وقتی هارد رفیقمو گرفتم

که ببندم دیدم بله..... هارد آقا ساتاست کابلاشم نیورده (بدون کابل نمیشه دیگه) من هاردمو جمع کردم

با رفیقم رفتیم خونشون که با سیستم اون هارد به هارد کنیم ...... هارد به هارد کردیم.....

من که اومدم بیام خونه سیل اومد(همون بارون خودمون).......خلاصه به هر بدبختی بود هاردو اوردم

حالا از این ماجرا یه هفته میگذره ..... منم دقیقا امروز سیستمم درست شد

بعد 3 هفته فهمیدن که از رم بوده ...... باز خدارو شکر

اما من یه کاره دیگه ای هم باهاتون داشتمااااااااااااااااااا

یه چیز جدید اوردم براتون ........ اونم بیوگرافیه آدمای باحال روزگاره ....

اینم آدمای باحال ما (برای دیدن بیوگرافی روی لینکشون کلیک کنید):

علیرضا نیکبخت واحدی   

 پرویز پرستویی

زهرا امیر ابراهیمی (من هنوز زنده هستم)

امین حیایی

استاد محمدرضا شجریان

فائقه آتشین گوگوش

علی مساوات (Dj_AliGator)

نامه چارلی چاپلین به دخترش

آنجلینا جولی

آلبرت انیشتین

ترجمه ی شعر هتل کالیفرنیا

آرش

جیم کری

هدیه تهرانی

نانسی عجرم

مهران مدیری

اینم از بیوگرافیه ما ...... حالا نامردیه اگه نظر ندینا..... راستی اگه بیوگرافیه کسه دیگه رو میخواین

تو نظرا بگین (حتما حتما براتون میذاریم) ......و یه موضوع کوچیک دیگه :

از شما دوستای گلم یه خواهش دارم اونم اینه که بیوگرافیه 3 نفرو از ما نخواین

1-شادمهر عقیلی

2-شهرام کاشانی

3- شهرام صولتی

حالا دلیلش : منو سینا هر دو از شادمهر خوشمون نمیاد متاسفانه البته تا موقعی که ایران بود

خوشمون میومد اما حالا که رفته اونجا نه (البته صداشو قبول داریما) اما از موقعی که رفته اونجا بد جوری

خودشو گم کرده..... ببخشید

دومیو که شهرام کاشانیه سینا خوشش نمیاد (متنفره) تا قبل آلبوم Game Over دوست داشتا

اما تو این البوم چون ابرواشو راه راه کرده بدش اوده ازش

سومیو که شهرام صولتی باشه من خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی ازش بدم میاد

جوری که وقتی میبینمش چندشم میشه ..... دوست دارم خفه اش کنم ..... خیلی ازش بدم میاد

چرا ؟ چون فقط اسمش شهرامه با صداش مردونست یه کمم سبیلش به مردا میخوره بقیه ی چیزاش

همه ماله زناس ...... شما بگو کجاشو این عمل نکرده ؟ ..... دماغ ؟ گونه ؟ لب ؟ .....

همه ی اینا رو عمل کرده هیچ ...... موهاشو رنگ میزنه هر روز .... فکر کنم موهاشم یه خورده

کاشته باشه ...... خیلی جلفه ..... با اون سنش میره واسه دختر 18 ساله میخونه

در کل زور میزنه خودشو 25 سال نشون بده همین .......

ببخشید اگه زیاد حرف زدم ...... شرمنده ....... جدیدن تا 20 بلد شدم بشمرم

پس 20 تا دوستون دارم ...... بای




زحمت كشيده شده توسط ๑۩۞۩๑ سینا و بردیا ๑۩۞۩๑ | موضوع: بیوگرافی بازار | لينک ثابت |

یکشنبه سوم دی 138519:46
                       به نام او که از دو غریبه ۲ عاشق ساخت

سلام بچه ها ... زیاد حال تایپ کردن ندارم بخاطر همین اگه میبینید زیاد چیزی نمیگم ببخشید ... خوبین

شماها؟ راستش نه من نه بردیا زیاد خوب نیستیم اخه خیلی نگرانیم .... نگران چی ؟ شماها

بگین نگران چی نیستین ؟ بگذریم می خوام با اجازتون چند تا نصیحت بکنم گرچه که خودم سرتا پا

نصیحتم ... اگه ناراحت نمیشین بخونین ......

توی انتخاب دوست خیلی دقت کنید  ! دوستهای ما یه جورایی سرنوشت سازن!

مخصوصا ، تاکید میکنم مخصوصا دوست غیر هم جنس ... ! آخ بترسید از اون روزی که

 دوست به آدم نارو میزنه  ... ! دل شکسته خیلی طول میکشه تا خوب شه ...  !!!

از این حرفها بگذریم ... ! میخوام یه جمله بگم که به نظرم هم بینهایت قشنگه و هم بینهایت

پر معنی و جالب ...  !

دوستای گلم ، ( زندگی ) هدیه ی خدا به شماست ...  !

و ( طرز زندگی کردن ) هدیه ی شما به خداست ...  !

هرگز فراموش نکنید که خدا،همیشه مصلحت مارو میخواد ! اما خودمونم سرنوشت سازیسم !

خواهش میکنم هیچوقت هیچکدوممون به دیگری ( خیانت ) نکنیم .. ( خواهش میکنم )

                                       جون سینا این حرفو جدی بگیرید

من تنهاترين كس را ديدم تنها تر از من بود در بيابانهاي دور حرف از عشق مي گفت  و وقتي اون از عشق مي گفت

گويا داشت جون مي داد نمي تونست از عشق بگه و وقتي مي گفت عشق ؛ عشق من بغض تمام گلوش رو پر   

مي كرد و فقط اشك از چشماي تك و تنهاش به پايين بر روي شن ها مي ريخت و شن ها هم براي او

جمع مي شدند باز حرف مي زد از خود شن ها مي گفت آره مي گفت  كه وقتي خوبند احساس تنهايي نمي كنه

ولي وقتي عصباني مي شن ديگر تنهاي تنهام ..... تنها تر از باد.... واي اي خداي من تنها تر از من يعني

وجود داره ...؟ اون شن ها رو داشت ولي من کیو دارم ؟ ... نمي دونم چی بگم از كی بگم ؟ خدا جون تو باش در

 كنارم  خدايا باش در كنارم تا زماني كه شني برام گريه كنه اي خداي من بمون در كنارم 

                             دلم از تلخی ایام شکست !!! 

                                                 تو رو فراموش میکنم ، قبل از اینکه فراموشم کنی ... !!!

هر که رفت انگار پاره ای از دل ما را با خود برد ، اما تو که رفتی خدا را سپاس گفتم که نقاب افتاد و

ابلیس بار دیگر چهره اش رسوا شد

صورت زیبای ظاهر هیچ نیست ... ! هیچ نیست ... ! هیچ نیست

پسرا ، گول چهره ی دخترو نخورید ... ! باطنشو پیدا کنید

دخترا ، گول پول پسرارو نخورید ... ! معرفتشو پیدا کنید

از اونایی که سر میزنن ممنون ، بهشون سر میزنم

تا بعد ، همتونو به خدایی میسپارم که با معرفت ترین با معرفت ... ! تنها کسی که هیچوقت تنهات

نمیزاره فقط ، فقط ، فقط ، فقط ، فقط و فقط خداست




زحمت كشيده شده توسط ๑۩۞۩๑ سینا و بردیا ๑۩۞۩๑ | موضوع: شعرهای عاشقونه | لينک ثابت |

Copyright (c) 2006 - http://khorzokhan1.blogfa.com